اقلیت‌ها در انقلاب مشروطه

اقلیت‌های دینیِ ایران در کجای انقلاب مشروطیت ایستادند؟ آیا به تعبیر ولفانگ بورشرت، نمایشنامه‌نویس آلمانی، آنان «بیرون و پشتِ در» جنبش مشروطیت جا ماندند، و یا آنکه به‌رغم محدودیت‌ها و تنگناها، به نقش‌آفرینی پرداختند؟ زرتشتیان، یهودیان، ارامنه و بهائیان به چه ترتیب این انقلاب را از سر گذراندند؟ مجموعه‌ی حاضر به وارسی این پرسش‌ها می‌پردازد و پیوندهای دوسویه‌ی میان ناهمنوایان دینی و جنبش مشروطیت را بر می‌رسد. 

تجربه‌ی بابیان و بهائیان در جنبش مشروطیت در ایران (۱۹۰۵ تا ۱۹۱۱)

اسفندیار دواچی

این مقاله به بررسی موضع و نقش بهائیان در انقلاب مشروطه (۱۹۰۵-۱۹۱۱) می‌پردازد. پژوهش حاضر نشان می‌دهد، در حالی که بابیان ازلی‌ به دنبال «انقلاب از بیرون» و تغییر رأس هرم قدرت بودند، بهائیان، به رهبری عبدالبهاء، بر تدریج‌باوریِ اجتماعی و «انقلاب از درون» از طریق اصلاحات مدنی نظیر آموزش همگانی، تأسیس مدارس نوین و ترویج برابری جنسیتی متمرکز شدند.

کارنامه‌ی‌ ارامنه‌ی ایران در دوران مشروطیت

اسفندیار دواچی

سهم ارامنه‌ی ایران در انقلاب مشروطیت، حتی با حذف نظریِ نقش ارمنیان غیرایرانی، قابل توجه و ارزشمند است. آنان از ابتدای عصر قاجاریه، به دلیل آشنایی با زبان‌های اروپایی، به استخدام دولت درآمدند و به منصب‌های رده‌بالایی مانند ترجمان، سفیر و حتی وزیر ارتقا یافتند.

یهودیان ایران و تجربه‌ی انقلاب مشروطه: برخی گشایش‌های سیاسی و اجتماعی

اسفندیار دواچی

در میانه‌ی پادشاهی پنجاه‌ساله‌ی ناصرالدین‌شاه، رفته‌رفته تغییراتی اندک، اما معنادار، در وضعیت نامساعد یهودیان ایران پدیدار شد. در حقیقت، نخستین سفر ناصرالدین‌شاه به اروپا (۱۸۷۳) و دیدار او با نماینده‌ی آلیانس فرانسه، سرآغازی بود در بهبود نسبیِ وضعیت یهودیان.