تب‌های اولیه

اگر اضطراب نبود، امید هم نبود

آلیوِر بورکمَن

چرا امروزه بسیاری از آدم‌‌ها این قدر مضطرب و نگران به نظر می‌رسند؟ این پرسش، هم در بین متخصصان سلامت روانی و هم در میان مردم عادی رواج دارد اما این مسئله‌ای بسیار پیچیده و مبهم است. چه کسی را سراغ دارید که در هر ساعت از هر روزش گرفتار نگرانی نباشد؟ افزون بر این، نگرانی در شرایط ناامنی و سرگردانی افزایش می‌یابد و امروزه دنیا پر از تهدید‌‌های بالقوه‌ای است که نه کاملاً از آن‌‌ها سر در می‌آوریم و نه می‌توانیم مهارشان کنیم.

«اضطراب کتاب‌خانه»: وقتی کتاب‌خانه دیگر «پناهگاه امن» نیست

فرناز سیفی

کتاب‌خانه‌ها هم مثل خیلی مکان‌ها و پدیده‌های دیگر، سویه دیگری هم دارند که برای بعضی نه تنها خوشایند نیست، که ترسناک است و اضطراب‌آور. وقتی اینترنت فراگیر شد، فرض ابتدایی این بود که اضطراب کتاب‌خانه کاهش پیدا خواهد کرد. واقعیت اما از جنس دیگری است. حالا دیگر تایپ یک کلیدواژه و یک کلیک برای جستجو در گوگل، ده‌ها صفحه نتیجه را جلوی چشم متقاضی می‌گذارد.

خستگی منحصر به روزگار پر جنب‎وجوش ما نیست

آنا کاتارینا شافنر

نکته‌ای که اغلب به آن توجه نمیشود این است که نگرانی دربارهی «خستگی» مختص روزگار ما نیست. کسانی که تصور میکنند زندگی در گذشته سادهتر، آهستهتر، و بهتر بوده در اشتباهاند. تجربهی خستگی و نگرانی از همهگیر شدن آن در جمعیت انبوهتر، مختص زمان و مکان خاصی نیست.

چهره‌های گوناگون نادانی

رناتا سالتسل

دو تعریف از نادانی وجود دارد. اولین معنای این واژه عبارت است از بی‌دانشی یا بی‌میلی به دانستن، در حالی که دومین معنا معطوف به روابط است؛ برای مثال، وقتی که تصمیم می‌گیریم رفتار یا شخص خاصی را نادیده بگیریم.

سرزمین ناشناخته

الیف شفق

دورانِ ما دوران دلهره و تشویش است ــ نوعی اضطرابِ وجودی و فرسودگیِ ذهنی در زندگیِ روزمره به چشم می‌خورد، نوعی سردرگمیِ بی‌سابقه که هنوز چندان حاضر به اذعان به آن یا قادر به درکش نیستیم.

در انتظار زندان

ش. مرادی

وقتی می‌دانی که چند روز بیشتر برای زندگی در دنیای آدم‌های آزاد فرصت نداری، چه می‌کنی؟